خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی

( اشک و لبخند ) قسمت هشتم

( اشک و لبخند ) قسمت هشتم

اقا جان از مادر خواست که فاطمه و شوهرش را هم امشب بگوید بیایندمادر هرچه پرسید اقا جان چیزی نگفتشب شد ...ماه توی آسمون کامل بود و اونقدر بزرگ، که انگار یک کیلومتری زمین ...

نظر ۰ بازدید ۲۷۵۲
(اشک و لبخند ) قسمت هفتم

(اشک و لبخند ) قسمت هفتم

گریه های گیوا بند نمی آمدو من میدانستم هر لحظه ممکن است مادر به سراغش بیایید که چای بریزد برای مهمان ها ببردکنارش نشستم و سرش را به سینه ام چسباندم و موهایش را نوازش ک...

نظر ۰ بازدید ۸۴۵
(اشک و لبخند ) قسمت ششم

(اشک و لبخند ) قسمت ششم

آن روز با گریه های مخفیانه گیوا گذشتفردا صبح بی آن که به گیوا بگویم بهانه ای جور کردم برای مادر و تنهایی به سمت شفا خانه رفتم تا طبیب را ببینماز پشت شیشه های در ورودی ن...

نظر ۰ بازدید ۵۱۹
 (اشک و لبخند ) قسمت پنجم

(اشک و لبخند ) قسمت پنجم

گیوا پخش زمین شده بود از شدت درد پایش رنگ صورتش مثل گچ ، سفید شده بود طبیب که توی اون حالت ما را دید و حدس زد که ما از روی شیطنت داشتیم به داخل اتاقش نگاه میکردیم بدون حر...

نظر ۰ بازدید ۷۵۶
(اشک و لبخند ) قسمت چهارم

(اشک و لبخند ) قسمت چهارم

صبح با صدای خروس زیبای گیوا بیدار شدم که لب پنجره ایستاده بود حتما اون هم فهمیده گیوا چقدر دلش آشوب است برگشتم سمت گیوا نبود از جام بلند شدم رفتم توی حیاط مادر ، من را ...

نظر ۰ بازدید ۶۶۵
(اشک و لبخند ) قسمت سوم

(اشک و لبخند ) قسمت سوم

رسیدم دم خونه ، کلید داشتم ولی میخواستم گلپری در رو باز کن تصمیم گرفتم زنگ آیفون رو بزنم که یادم افتاد الان حتما گلپری داره نماز میخونه پس کلید انداختم و رفتم بالا و د...

نظر ۰ بازدید ۸۲۳
(اشک و لبخند ) قسمت دوم

(اشک و لبخند ) قسمت دوم

گلپری فقط مادر بزرگ من نیست اون تنها کسی بود که توی این هفده سال همیشه با من بود و زندگی کرده ، حدود نه سالم بود که مادر و پدرم را در یک تصادف از دست دادم تصادفی که بعد ا...

نظر ۰ بازدید ۴۲۰
دلتنگی میانم

دلتنگی میانم

دستانم را دراز میکنم سلول های پوست دستانم از هم جدا میشوند و مانند پرنده ای برای نجات خود ، خود را به در و دیوار میزنند برای تو ، این اشتیاق برای دیدنت را به تماشا مینش...

نظر ۰ بازدید ۳۸۷
(اشک و لبخند) قسمت اول

(اشک و لبخند) قسمت اول

پرده نازک سفید با وزش باد اینطرف و آنطرف میرفت چشمانم را باز کردم نور خورشید از لابه لای پرده روی زمین افتاده بود نسیم خنکی با خود می آورد نگاهم کشیده شد به سمت ساعت وا...

نظر ۰ بازدید ۷۳۱
نهال سبز

نهال سبز

یه گوشه ای از دنیا دانه ای سر از خاک بیرون میاورد نگاهش میرسد به آسمان قلبش سبز میشود نگاهش آراممیشود قد میکشد تن نازک و ظریفش را با جریان باد اینور و آنور میدهدخوش رق...

نظر ۰ بازدید ۸۵۰






اعداد جفت راز اعداد فرشتگان
medca360Medical turism in iran
میزان بلاگساخت وبلاگ حقوقی

  لینک پرومکس   |   وکیل حقوقی   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   خرید آنتی ویروس   |   خرید کتراک   |   آزمون نظام مهندسی   |   بلاگسازان   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   لنت ترمز   |   مجله آشپزی   |   خرید گونی   |   ملی چارتری  


دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ مشاهده