(اشک و لبخند ) قسمت سوم
رسیدم دم خونه ، کلید داشتم ولی میخواستم گلپری در رو باز کن تصمیم گرفتم زنگ آیفون رو بزنم که یادم افتاد الان حتما گلپری داره نماز میخونه پس کلید انداختم و رفتم بالا و د...
رسیدم دم خونه ، کلید داشتم ولی میخواستم گلپری در رو باز کن تصمیم گرفتم زنگ آیفون رو بزنم که یادم افتاد الان حتما گلپری داره نماز میخونه پس کلید انداختم و رفتم بالا و د...
گلپری فقط مادر بزرگ من نیست اون تنها کسی بود که توی این هفده سال همیشه با من بود و زندگی کرده ، حدود نه سالم بود که مادر و پدرم را در یک تصادف از دست دادم تصادفی که بعد ا...
تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ
مشاهده