(اشک و لبخند) قسمت اول
پرده نازک سفید با وزش باد اینطرف و آنطرف میرفت چشمانم را باز کردم نور خورشید از لابه لای پرده روی زمین افتاده بود نسیم خنکی با خود می آورد نگاهم کشیده شد به سمت ساعت وا...
پرده نازک سفید با وزش باد اینطرف و آنطرف میرفت چشمانم را باز کردم نور خورشید از لابه لای پرده روی زمین افتاده بود نسیم خنکی با خود می آورد نگاهم کشیده شد به سمت ساعت وا...
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده